الشيخ علي اكبر النهاوندي
42
العبقري الحسان في أحوال موالانا صاحب الزمان ( ع )
مىدانند و اولاد رسول مختار مىشمارند ؛ چيزى نگيرند و به ايشان اقتدا نكنند . [ گفتار مرحوم محدث نورى ] استادنا المحدّث النورى - نوّر اللّه مرقده - در نجم ثاقب « 1 » بعد از نقل آن سى خبر از طرق عامّه كه سابقا اشاره نموديم ، اين اشكال را عنوان نموده و در مقام جواب از آن چنين فرموده : اكابر علماى عامّه در اين مقام و نظاير آن ، چند مسلك پيش گرفتند كه راه خيال استدلال به اين اخبار و دلالت كردن آنها بر مذهب اماميّه را بر ديگران مسدود كردند . اوّل : تضعيف اسانيد آن اخبار و نسبت بعضى از روات خود به وضع حديث ، كذب ، تدليس و تشيّع ؛ حتّى مشهورين محدّثين خود را كه كتب ايشان مملوّ از اخبار آنهاست ، گاهى اين نسبت را به آنها مىدهند . پس ده نفر از بزرگان آنها را اسم برده كه خود علماى عامّه به اين ترتيب ايشان را به كذب ، وضع و امثال اينها نسبت دادهاند : ( 1 ) ابو مطيع حكم بن عبد اللّه بلخى فقيه ، صاحب ابو حنيفه كه ذهبى او را در ميزان ، علّامه كبير گفته ، ابو حاتم او را مرجى كذّاب دانسته ، « 2 » جوزقانى مىگويد : حديث وضع مىكرد ، « 3 » ابن جوزى نيز او را وضّاع مىداند و احمد بن حنبل گفته : سزاوار نيست كسى چيزى از او روايت كند . ( ب ) ذو النّون مصرى كه از اكابر صوفيّه ايشان است . ابن جوزى او را به وضع حديث متّهم نموده و جوزقانى او را وضّاع دانسته ؛ چنانچه در مختصر تنزيه الشرّيعه گفته است . ( ج ) احمد بن صالح كه ذهبى در ميزان گفته : او حافظ ثبت و يكى از اعلام بود ، ديگران نيز مدح كردند ، ابو داود مىگويد : نه ثقه بود ، نه مأمون و يحيى بن معين مىگويد : كذّاب بود .
--> ( 1 ) . نجم ثاقب در احوال امام غايب ، ج 1 ، ص 367 . ( 2 ) . الموضوعات ( ابن الجوزى ) ، ج 1 ، ص 131 ؛ لسان الميزان ( ابن حجر ) ، ج 2 ، ص 335 . ( 3 ) . لسان الميزان ، ج 2 ، ص 335 .